نمیشه که دوسال از بهترین سالای عمرمو با تو خونه موندن هدر بدم و تهش هیچی به هیچی؟
کم نمیارم :)
کاش میشد مثل قبلنا اشکم لب مشکم بود :)
وقتی خودمو از دور نگاه میکنم که دارم این قدر واسه این چیزا زجر میکشم خندم میگیره ولی وقتی توش باشی میفهمی چ سخته دوسال اسه بری اسه بیای نگاهای حتی بی معنی بقیه هم برات معنا دار بشن
همه چیو به خودت بگیری
همه چیو تو خودت بریزی
واسه دیدن یه فیلم کوچیک یا چن ساعت بیرون رفتن یا حتی یه چای ریختن و کمی بیشتر گپ زدن با اینو اون چقدر عزاب وجدان و استرس و حرف و نصیحت بشنوی و هی توی خودت بریزی
سخته هر روز صبح بدون امید به دیدن ادمای جدید و حرفای جدید و اتفاقای جدید و جالب بیدار بشی و شب و روزت خلاصه بشه تو چهار دیواری اتاقت :)
سخته به خودت بفهمونی تحمل کردنو
سخته یه عالمه حرف تو گلوت فاسد بشن
سخته روبه روی خودت بشینی و با خودت حرف بزنی و بخندی و قصه بسازی و ماجرا و روز به روز دیوونه تر شدن خوتو ببینی
سخته حرفای دیگران
سخته فشارای دیگران
سخته سخته سخته
تمام این چیزای لعنتی سخته !
ولی کم اوردن توی این شرایطم حتی میتونه سخت تر از اینا باشه :)
۱۳۴ روز لعنتی دیگه...
ما را در سایت ۱۳۴ روز لعنتی دیگه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 34